مرده بدم زنده شدم، گریه بدم خنده شدم دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم دیده سیر است مرا ، جان دلیر است مرا زَهرۀ شیر است مرا، زُهره تابنده شدم گفت که : دیوانه نه ای ، لایق این خانه نه ا رفتم و دیوانه شدم ، سلسله بندنده شدم گفت که : سرمست نه ای ، رو که از این دست نه ای رفتم و سرمست شدم ، و ز طرب آکنده شدم گفت که : تو کشته نه ای ، در طرب آغشته نه ای پیش رخ زنده...